top of page

من‌ ⁧غلامحسین پورشیرزاد⁩ هستم.

من اعدام شدم، در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۷۱. چهل و سه سالم بود، متولد ۱۳۲۸. فرزند علی اصغر، اهل یزد و ساکن مشهد بودم. متأهل و صاحب هشت فرزند.

‏شغلم تکنسین تعمیرات دیزل و کارمند شرکت راه آهن مشهد بودم. بین فامیل و دوستام معروف بودم به با ایمان بودن و مهربونی و انساندوستی که آزارم به هیچکس نرسیده بود و به همه کمک میکردم. من اصولا به هیچ گروه و حزب سیاسی وابستگی نداشتم.

‏روز ۹ خرداد ۱۳۷۱ بود. مقامات شهرداری به دستور «علی جنتی» وارد عمل شده بودن و برای تخریب ساختمونای غیر مجاز و تخلیه اجباری زاغه نشینای کوی طلاب بلدوزرها رو فرستاده بودن. اون منطقه دهها هزار کارگر شاغل توی کارخونه های اطراف را سکنی داده بود، به همین دلیل مردم مشهد آتش خشمشون شعله ور شد و به اعتراض برخاستن. وقتی تخریب کننده ها به انتهای خیابون طبرسی تو کوی طلاب رسیدن مردم حاضر به واگذاری خونه هاشون نشدن و شروع به مقاومت کردن، یه بچه نه ساله با گلوله مزدورای حکومتی تو راه مدرسه کشته شد، مردم خشمگین‌تر شدن و از محله های دیگه شهر به کمک مردم این منطقه اومدن و در نهایت کلانتری ۳ و ۴ مشهد به تصرف مردم دراومد و مسلح شدن. درگیریا باعث شد که مردم خشمگین چند تا بانک و موسسه مالی که مالکش آستان قدس رضوی بود رو به آتش کشیدن و تو شهر به تظاهرات پرداختن. توی چند شهر دهها هزار نفر به مخالفت با ج ا همزمان به تظاهرات پیوستن. س پ ا ه و نیروهای انتظامی وحشیانه به مقابله برخاستن و به طرف تظاهر کننده ها تیراندازی کردن. تعدادی رو بازداشت کردن که بعدا به زندانهای طویل المدت و شلاق محکوم شدن و طولانی مدت در انتظار احکام موندن.

‏ناگهان عده ای بسیجی دور و بر کلانتری ۴ مشهد به من حمله کردن و پتویی روی سرم انداختن و دستگیرم کردن و با خودشون بردن. منی که اصلا توی تظاهرات شرکت نکرده بودم! توی دوره حبس از ملاقات، تماس تلفنی با خانوادم و دسترسی به وکیل محروم بودم.

‏اتهامات من ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم به طور مسلحانه، تخریب و سوزوندن اماکن دولتی و مردم تو مشهد اعلام شد!! کیهان منو سرکرده و محرک اوباش و آشوبگرا معرفی کرد، منو متهم کردن به قتل و سرقت و حمله!! تحت شکنجه های طاقت فرسا ازم اعترافات اجباری برعلیه خودم گرفتن ولی قبلش بارها اعلام کردم که توی این اعتراضات نقشی نداشتم‌ و به اشتباه دستگیر شده بودم.

‏دادگاه انقلاب اسلامی مشهد منو به مرگ محکوم کرد! حکم من توسط هیئتی از قضات ویژه تایید شد و از طرف رئیس قوه قضاییه وقت «محمد یزدی» برای اطمینان از سرعت محاکمه من و سه نفر دیگه که در رابطه با اعتراضات دستگیر شده بودیم ابلاغ شد.

‏در صبحی غم انگیز تو زندان وکیل آباد مشهد منو بیگناه به دار آویختن….

‏بعد از اعدام پیکر بیجونمو به خانوادم تحویل دادن و طبق وصیتم توی آرامگاه خواجه اباصلت مشهد مظلومانه به خاک سپرده شدم…

‏من که نتونسته بودم با خانوادم پیش از اعدام دیداری داشته باشم توی یه وصیت نامه و دستنوشته کوتاه ازشون خداحافظی کردم.

‏هموطن ۳۱ سال از اعدام من، جواد گنجی خانلو، حمید جاوید و علی صادقی که فقط در فاصله ۱۱ روز بعد از شروع اعتراضات زاغه نشینای مشهد انجام‌ شد میگذره. من به ناحق سربدار شدم و هشت تا بچه یتیم روی دست همسرم گذاشتم. نذار خون من و هزاران کشته شده بیگناه توی سال‌های حکومت ظلم و ستم ضحاک پایمال بشه، در راه آزادی مبارزه کن و روزی که به دستش آوردی به یاد منم باش…💔

Comments


bottom of page